عــمـــــــــــــــــــار
فرهنگی اجتماعی و سیاسی
پنج شنبه 27 بهمن 1390برچسب:, :: 18:2 :: نويسنده : عمـــــــارجوان جریان فتنه سعی کرد در راستای همان استراتژی دشمن عمل کند، به گونهای که در شرایطی که راهبرد دشمن کاهش مشارکت است، این جریان نیز بر طبل تحریم میکوبد. میگویند ما به مردم اعلام میکنیم که لیست نمیدهیم. مشخص است که برآیند لیست ندادن در نهایت همان تحریم است. البته به اعتقاد بنده باید میان جریان فتنه و اصلاحات تفکیک قائل بود؛ هم اینک، یک طیف اصلاحطلب داریم که درون نظام، قائل به چارچوب نظام، قانون اساسی و رهبری هستند و امروز هم در میداناند، برای انتخابات ثبتنام کردهاند و در آن فعال خواهند بود. اکنون جبههی «مردمسالاری» که حدود چهارده گروهاند جزو طیفی از اصلاحطلبان هستند که به واقع میخواهند درون نظام فعالیت کنند. عرصه هم برای فعالیت آنها آماده است. جریان انحراف هم به دو طریق به دشمن کمک میکند. رویکرد اول، تشدید اختلاف میان اصولگراهاست. در واقع جریان انحراف تلاش میکند اختلافها بین طیفهای اصیل اصولگرا و به طور مشخص جبههی «پایداری» و جبههی «متحد» را زیاد نماید تا این دو در نهایت به وحدت نرسیده و لیست مشترک ارایه ندهند. اما رویکرد دوم جریان انحراف از این قرار است که خود را با «احمدینژاد» تطبیق داده و این گونه القا کند که آن چیزی که منتقدین، جریان انحراف میدانند همان احمدینژاد است. در این ارتباط باید توجه داشت که گذشته از آن که آقای احمدینژاد در بسیاری موارد از این جریان حمایت تام نموده و حتی بعضاً عناصری از آن را به عنوان خط قرمز خود دانسته است، اما میبایست میان احمدینژاد و کلیت دولت با جریان انحراف تمایز قایل شد. دولت، وزرایی دارد که دلشان از جریان انحراف خون است و از عناصر آن متنفرند. «سوزان مالونی» از محققین مرکز صهیونیستی «سابان»، به عنوان زیرشاخهی مؤسسهی بروکینگز و از اعضای شورای روابط خارجی آمریکا که در ایام فتنهی 88 از جمله نویسندگان طرح براندازی جمهوری اسلامی بود، در تفسیر فرصت پیش آمده در جمهوری اسلامی راجع به جریان انحرافی مینویسد: «جریانی در داخل ایران به دنبال فراتر کردن اختیار نهادهای اجرایی است. این جریان با سوءاستفادههای ماهرانه از انگیزههای ملی و برخی نارضایتیهای اقتصادی از هر فرصتی برای مطرح کردن پایگاههای قدرت و اظهار نفوذ خود استفاده میکند. این همان هوش سیاسی است که این جریان را به استقبال از مذاکره با واشنگتن فرا میخواند. پیشنهادی که در تعارض با ایدئولوژی رسمی و ضدآمریکایی ایران است.»( سایت ندای انقلاب، شنبه ، 11 تیر 1390) از نظر طرف غربی، آن چه اکنون در روش و رفتارهای این جریان وجود دارد موجب شده است تا ارزشهای حیاتی یک نظام مقتدر سیاسی که شامل زیرساختهای فکری، باورها و الگوهای رفتاری در حوزهی اقتصاد، فرهنگ و سیاست است، به مخاطره بیفتد. این «تغییر ماهیت» در منظر غربیها، طلیعه و مقدمهای است برای «تغییر ساختار». البته بازیگرانی که در چارچوب نظام و قانونی در حال فعالیت هستند نیز به گونه ای ناخواسته می توانند زمینه ساز اهداف انتخاباتی دشمن باشند. به عنوان مثال اصولگراها ممکن است در اثر غفلت و ندانمکاری به سناریوی دشمن کمک نمایند. به این صورت که با تخریب یکدیگر، چالشها و اختلافهای داخلی را افزایش دهند. در این ارتباط، درگیری دوستان پایداری و جبههی متحد در همین راستا قرار میگیرد و باید بدانیم که این 100 درصد خواست دشمن است و نباید از آن غافل بود. نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها نويسندگان |
||
![]() |